سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
بر و بچه های ارزشی








 



برنامه خاله شادونه برای کودکان خرمدره زنجان پایان دلخراشی داشت و مرگ 3 کودک را زیر دست و پا رقم زد. وقتی خاله شادونه در پایان برنامه از بچه‌‌‌ها خواست نزد مادرانشان بروند هیچ کس تصور نمی‌کرد فاجعه‌ای آفریده شود.عصر پنج‌شنبه 21 اردیبهشت ماه سال جاری هر کسی می‌شنید در برنامه خاله شادونه حادثه‌ای فاجعه‌آمیز رخ داده است، شوکه می‌شد و باور نمی‌کرد. 3 کودک کشته شدند و 7 کودک در بیمارستان‌‌‌های مختلف تحت درمان قرار گرفتند.


بلیت‌‌‌ها از یک هفته پیش به فروش رسیده بود. بچه‌‌‌ها ثانیه?شماری می‌کردند تا روز اجرای برنامه برسد. پلاکارد‌‌‌های توزیع شده در شهر، هیجان بچه‌‌‌ها را بیشتر می‌کرد. عسل تا صبح رویای خاله شادونه را می‌دید و صبح‌‌‌ها از مادر می‌پرسید چند شب دیگر باید بخوابد تا در برنامه خاله شادونه حاضر شود. برای همبازی‌هایش گفته بود که قرار است در برنامه خاله شادونه شرکت کند و بلیت را هم در دست دارد.روز پنج‌شنبه زودتر از همیشه از خواب بیدار شد. دل توی دلش نبود تا خاله‌ شادونه را از نزدیک ببیند. از ظهر لباس‌هایش را پوشید و آماده شده بود تا ساعت 3 بعد از ظهر به همراه مادر به سالن برود. طاقت و قرار نداشت، مادر وقتی بی‌صبری وی را دید، زودتر حاضر شد و تصمیم گرفت برای آن‌که عسل کوچولو بیش از این انتظار نکشد وی را به سالن برگزاری مراسم ببرد. مسیر زیادی نبود و نیم ساعته به سالن رسیدند اما با جمعیت زیادی پشت در سالن روبه‌رو شدند. قرار بود بچه‌‌‌ها از مادرانشان جدا شوند و همگی کنار هم بنشینند. عسل، هم دستان مادرش را ر‌‌ها کرد و بین بچه‌‌‌ها نشست. برنامه شروع شد. برایش مانند رویا بود و وقتی خاله شادونه را برابرش و نزدیک خود دید آنقدر ذوق کرده بود که مانند بقیه بچه‌‌‌ها نمی‌توانست روی زمین بنشیند و سعی می‌کرد سر پا خاله شادونه را تماشا کند.


از هفته گذشته بلیت‌‌های برنامه خاله شادونه در مهد‌های کودک و مدارس به فروش رسیده و با اعلام همگانی به مردم اطلاع داده شد که مراسم ویژه مادران و کودکان است. قرار بود این مراسم در سالن ورزشی خرمدره برگزار شود که گفته می‌شود گنجایش سه‌هزار نفری دارد. بیش از سه هزار بلیت به فروش رسیده بود اما هنوز تقاضا برای فروش بلیت ادامه داشت و مسئولان برگزاری تصمیم گرفتند بلیت بیشتری به فروش برسانند. آنها برگه‌‌های سفیدرنگ را به قسمت‌‌های کوچک‌تری تقسیم کرده و با مهر برنامه آنها را به عنوان بلیت به فروش می‌رساندند. بیش از 7 هزار بلیت به فروش رسیده بود. در حالی که گنجایش سالن فقط سه هزار تن بود. وقتی در‌ها بسته شد نفس کشیدن هم سخت شده بود با وجود این که ازدحام جمعیت بیشتر از دو برابر ظرفیت سالن بود اما برنامه با وجود بی‌نظمی‌‌های زیادی شروع شد. خبرنگاران در بررسی‌‌های میدانی پی بردند که در پایان برنامه چون گروه نمایش قرار بود از در بزرگ سالن خارج شوند، پس از خروج آنها در بزرگ بسته شد و جمعیت زیادی که داخل سالن بودند به سمت در‌های کوچک دو طرف سالن هجوم بردند. جالب اینکه داربست?هایی که در دو طرف سالن برپا شده بود، فشرده شدن جمعیت را بیشتر می‌کرد.


در زمان خروج جمعیت از سالن هیاهویی برپا بود تا این که فاجعه رقم خورد. به دلیل ازدحام زیاد جمعیت سه کودک زیر 7 سال زیر دست و پا خفه شدند و 7 کودک نیز مجروح و به بیمارستان آیت‌الله موسوی زنجان و بیمارستان ابهر و خرمدره منتقل شدند.


مسئولان اجرایی برای برگزاری این مراسم مجوز داشتند و برنامه مختص زنان بود. در طول اجرای برنامه اتفاقی نیفتاد، اما از آنجا که بچه‌‌ها از مادرشان جدا شده بودند در پایان برنامه خاله شادونه اعلام کرد که بچه‌‌‌ها پیش مادرانشان بروند و پس از خروج گروه نمایش در‌های محل نیز بسته شد که این مسئله باعث ایجاد شلوغی بیش از اندازه در سالن شده و چند کودک زیر دست و پا گیر می‌کنند. در حال حاضر مسئول برنامه، مدیر برنامه، خاله شادونه و مسئول سالن از سوی پلیس دستگیر شده‌اند و خانواده قربانیان نیز از آنان شکایت کرده‌اند و تا پیگیری پرونده آنها مهمان پلیس هستند و با دستور قضایی سالن ورزشی خرمدره نیز تا اطلاع ثانوی پلمب شده است.


نکته ی جالب اینجاست مسئولان امدادی شهر هیچ کدام از  پاسخگو نبودند. تلفن همراه فرماندار از دسترس خارج بود و مسئولان هلال‌احمر اعلام کردند روز حادثه مأموریت به آنان اعلام شده و در میان راه بودند که مأموریت لغو شده است. اورژانس نیز هیچ پاسخی نداد و گفت که ما اعزام نشده‌ایم. بیمارستان‌‌هایی که مصدومان به آنها اعزام شده بودند نیز پاسخگوی خبرنگاران نبودند و جالب‌تر این که چون این مراسم برای مادران و کودکان اجرا می‌شد هیچ عکس و فیلمی از این مراسم در دست نیست.


پیام خاله شادونه به مناسبت این فاجعه ی اسف بار



"برای کسی که بیش از نیمی از زندگی خویش را در راه خوشنودی و شادی کودکان سرزمینش سپری نموده و روز‌ها و شب‌های خود را جز با عشق کودکان با واژه دیگری نیامیخته، چه فاجعه‌ای سهمگین‌تر از درگذشت ناگهانی سه کودک معصوم و چه خبری دردناک‌تر از این فاجعه تلخ و غمبار بعد از شور و شادی برنامه‌ای است که با حضور من به پایان رسیده.

من به دلیل عدم تخصص در امور مربوط به چگونگی برقراری نظم در ورود و خروج افراد از سالن‌های برگزاری نمایش و جشن، نمی‌دانم چرا و چگونه این اتفاق دردناک هنگام خروج از سالن شهدای خرمدره رخ داد، اما همواره با خود زمزمه می‌کنم‌ ای‌کاش آن هنگام من نیز در سالن حضورداشتم تا با فدا کردن جان خود مانع وقوع این حادثه دلخراش می‌شدم.

و حالا بعد از یک دنیا آه و افسوس، پس از گذشت دو روز از شنیدن خبر درگذشت عزیزان دلم، نگار صالحی، بهاره شادمهر و مهدی مولایی در حالی که نفس در سینه‌ام حبس شده و تلخی این فاجعه دم و بازدم را برایم رنج آور ساخته، بر آن شدم، اشک را جوهر قلم خویش نمایم و با قلبی اندوهناک وقوع این حادثه دلخراش را به خانواده‌های صالحی، شادمهر و مولایی و مردم خوب و محترم شهرستان‌های خرمدره و ابهر و به مردم کشورم که همیشه در این سال‌ها کنار من بوده و عشق به کودکانشان خون را در رگ‌هایم جاری ساخته، تسلیت گفته و در انتها از کودکان و عزیزانم می‌خواهم تا بهبودی احوال روح و جانم اجازه دهند، از همراهی با گروه برنامه‌سازم، معذور باشم.

تصویر معصومانه‌تان برای همیشه در قلبم حک شد."


به راستی چه کسی مسئول چنین فاجعه ای هست؟




  • کلمات ارزشی:

  • نویسنده ی ارزشی:توحیدی::نظرات ارزشی [ ارزشی]

    بعد از 1 سال و اندی امروز تصمیم گرفتیم یارانه مان را جدا کنیم در همین راستا به نزدیکترین پلیس+10 همرا با  مدارک لازم مراجعه کردیم.مسئول مربوطه زحمت کشیدند فقط برای زدن 2 دکمه روی صفحه کلید صرفا جهت حذف یارانه از 2 خانواده و انتقال آن مبلغ 8200 دریافت کردند و بعد از دریافت مبلغ فرمودند ماه آینده به سایت یارانه ها مراجعه بفرمایید ببینید اصلا عملیات انجام شده یا نه اگر انجام شده بود شماره حساب مورد نظر را جهت واریز یارنه وارد کنید و اگر نه دوباره مراجعه کنید


    از این فرمایش این مسئول چند برداشت می توان کرد:


    1)قطعا در این 1 ماه هیچ مبلغی به حساب ما واریز نخواهد شد


    2)اگر عملیات انجام نشده باشد احتمال دارد چندین ماه مبلغ یارانه به حساب ما واریز نشود


    3)اگر عملیات انجام نشده باشید دوباره باید به پلیس+10 مراجعه کنیم و طی عملیات مجدد 8200 دیگر پرداخت کنید(البته اگر با تورم قیمت بالاتر نرود)


    .....................


    ریز نوشت:


    آیا کسی پاسخگوی این بی نظمی ها هست؟


    یارانه ی عزیز فقط انصراف دادن کافیست یا نیاز هست مبلغی که تا این لحظه دریافت کرده ایم را تماما تقدیم کنیم تا جداسازی یارانه ی خانوار ها انجام شود؟









  • کلمات ارزشی:

  • نویسنده ی ارزشی:توحیدی::نظرات ارزشی [ ارزشی]

    وقتی که اعلام می شود افزایش حقوق تا 15% یعنی یک چیزی مثل 5 تا 15 درصد، یعنی بازهم بعد از چند سال افزایش حقوق 5-6 درصدی (کف افزایش حقوق) احتمالاً همون بلا قراره بر سرکارمندان متوسط و متوسط به بالا بیاد، یعنی فقط حقوق کارمندانی که مثلاً ماهانه 400 هزارتومان حقوق می گیرند قراره که 15% افزایش حقوق داشته باشند و بقیه کمتر از 15% تا برسند به 5%، آخه نمی دونم کدوم آدم عاقلی می تونه تأیید کنه که 5 سال میانگین تورم سالانه حدود 20% باشه ولی هر سال متوسط 6% افزایش حقوق اتفاق بیفته؟!! این یعنی هر سال حقوق 1/2 برابر می شود و بعد از 5 سال اگر 5 بار 1/2 را در خودش ضرب کنیم یعنی با تورم 5 ساله، قیمت ها از 1 واحد به 2/48 واحد رسیده و این یعنی 148% رشد در قیمت ها نسبت به 5 سال پیش!!! و به همین صورت اگر بخواهیم حقوق اونهایی که مثل ما با همین 6 درصد افزایش را درک کردن، حساب بکنیم باید 5 بار عدد 1/06 رو در خودش ضرب بکنیم که به عدد 1/34 می رسیم و این یعنی حقوق اینجور کارمندان که کم هم نیستند فقط توی این پنج سال 34 درصد رشد داشته است، البته حقوق همه ی کارمندان اینطوری نبوده و اگر اونهایی که حتی سقف افزایش متوسط 5 ساله را (حدود 12 درصد) را افزایش داشتند معیار بگیریم، بازهم به عدد 1/76 می رسیم و برای این کارمندان که کم هم بودند یعنی افزایش 76 درصدی در 5 سال اتفاق افتاده است و به عبارت دیگر کارمندان در کل این 5 ساله، بین 76% و 34% افزایش حقوق داشته اند.
    با این وضع یعنی تورم 5 ساله حدود 150 درصد رشد داشته، افزایش حقوق کارمندان خیلی پایین 75 درصد و افزایش حقوق کارمندان متوسط به بالا حدود 35 رشد داشته است، حالا آقایان مجلس و دولت بیایند و توضیح بدهند که در محضر عدل الهی، مردمی را که کمترین تقصیر را در گرانی ها دارند، چرا با این اختلاف عظیم در دخل و خرج روبرو کرده اند. چرا کاهش قدرت خرید کارمندان این طور بی رحمانه در دستور کار قرار گرفته است؟! آیا کارمندان در نظر دولت عزیز جزء طبقه ی مرفه شناسایی شده اند؟! بزرگترین کمک کارمندان به دولت این است که هر سال افزایش تورم سالانه را باید تحمل کنند تا پایان سال به همان میزان افزایش حقوق را داشته باشند، یعنی این که همواره افزایش حقوق کارمندان از افزایش تورم عقب تر است و این که در پایان سال نیز چیزی به مراتب کمتر از تورم افزایش حقوق داشته باشند، ظلمی نابخشودنی از سوی مجلس و دولت تلقی می شود. هرگاه دولت توانست تورم را روی 6 درصد نگه دارد، آنگاه گردن کارمندان از مو باریک تر!! آنگاه افزایش حقوق همه ی کارمندان را 6% حساب کنند، اما بر چه اساسی وقتی نرخ رسمی تورم بالای 20% است و تازه پیش بینی می شود بیشتر هم بشود، کارمندان باید هر سال نحیف تر و نحیف تر شوند؟! آیا استحکام خانواده ای که سال به سال با بحران های بیشتر اقتصادی روبه رو می شود، با این تنش های اقتصادی ممکن است؟! تازه رییس جمهور محترم توقع افزایش فرزند را هم دارند؟! انگار این یارانه های در حال لاغر و حذف شدن، بهانه ای شده است تا دولت و مجلس افزایش حقوق ها را صورتی و نمایشی برگزار کنند و در این سکوتی که در هیاهوی بازی های سیاسی گم شده است، به دعواهای زشت خود برسند.



  • کلمات ارزشی:

  • نویسنده ی ارزشی:سیاوش آقاجانی::نظرات ارزشی [ ارزشی]

    در پی خواندن مطلی در خصوص ترغیب به عقد های 6 ماهه تا 1 ساله، لازم دیدم تا به اطلاع دوستان به خصوص جوانم برسانم که طولانی شدن عقد قبل از عروسی در بسیاری از موارد مشکلات و تنش هایی ایجاد می کند که اگر عروس و داماد زودتر زیر یک سقف بروند هرگز درگیر آنها نخواهند شد و با توجه به اهمیت مسئله، مختصراً مواردی را در خصوص این مشکلات و در انتها راه حل پیشنهادی خودم را تقدیم می کنم:
    1- ایجاد توقعات نابجا در دوطرف به خصوص در مورد اقوامی که در شرایط عقد، خرج زیادی روی دست داماد می گذارند و همین توقعات در خصوص تهیه ی جهیزیه نیز با طولانی شدن عقد بیشتر می شود.
    2- ایجاد فرصت دخالت های بی حد و حصر در اطرافیان عروس و داماد، که بعضاً این افراد حق دخالت را تا آخر عمر برای خود محفوظ می دانند و دامنه ی این افراد از حد والدین به حد فامیل های دور و حتی دوستان نارفیق نیز پیش می رود.
    3- کمبود فرصت رفع کدورت در برابر فرصت های زیاد ایجاد کدورت، که معمولاً به دلیل ملاحظات در نوع مناسبات، دردسر ساز می شود.
    4- حذف رابطه ی زناشویی به عنوان یک عامل اصلی و مهم در تثبیت رابطه ی زن و شوهر موجب ایجاد تنش های روحی روانی و حتی جسمی عروس و داماد گردیده و از این تنش ها، به عنوان عامل حدود 50 درصد از جدایی ها نام برده می شوند.
    5- حرف و حدیثهای زیادی که در دوران عقد برای زندگی عروس و داماد ایجاد می شود، معمولاً تا مدت زیاد و حتی تا آخر عمر باقی می ماند و نقل تمام دعواهای زندگی خواهند شد.
    6-  عوامل فوق و سایر عوامل موجب می شود تا یک عقد طولانی قبل از ازدواج شرایطی سخت تر از ازدواج را ایجاد کند و همین تمام عوامل موجب می شود تا یک زندگی که می تواند در حالت عادی به خوبی و خوشی ادامه یابد به تنش های بعضاً جدایی ساز منتج گردد.
    7- برعکس آنچیزی که تبلیغ می شود جدایی در زمان عقد های بلند مدت، معمولاً هیچ برتری نسبت به جدایی در زمان بعد از عروسی ندارد و عملاً به همان اندازه موجب مشکلات می شود.
    پیشنهاد: نظر حقیر این است که شناخت برای ازدواج باید قبل از ازدواج و به واسطه ی والدین و افراد مورد اعتماد و با صحبت های مستقیم قبل از عقد در شرایط حفظ حریم و حیا و با تحقیقات از معتمدین صورت گیرد، نه این که با ایجاد شرایط سخت عقد طولانی، عملاً زندگی مشترک عروس و داماد را تحت الشعاع مشکلات زیادی قرار دهیم. پیشنهاد دیگر این که می توان تازه عروس و دامادها را ترغیب کرد تا تنها زمانی به بچه دار شدن اقدام کنند که در زندگی مشترکشان به یک ثبات نسبی رسیده باشد؛ و دیگر این که کسب معیارهای صحیح موجب می شود تا با یک آشنایی کوتاه مدت، بتوان شناخت بهتری نسبت به طرف مقابل داشت و اگر معیارهای صحیح را در مورد ازدواج نشناسیم چه بسا در یک دوره ی 1 ساله ی نامزدی هم موفق به شناخت صحیح طرف مقابل نشویم، پس به جای تمرکز بیش از اندازه از لزوم شناخت طرف مقابل، باید روی شناخت ازدواج، چارچوبها و معیارهای آن گام برداشت.



  • کلمات ارزشی:

  • نویسنده ی ارزشی:سیاوش آقاجانی::نظرات ارزشی [ ارزشی]
    جو زده ی دانشگاه!»
    27/2/91 7:59 ع

    از همان روز اول که با هم آشنا شدیم به من گفت که به پسری علاقه مند شده و احساس میکند پسر هم نظرش راجع به او مثبت است، من به او تذکر دادم که معمولا ترم اولی ها از این احساس ها زیاد پیدا میکنند و سعی کند از همین اول فکرش را فقط به درس معطوف کند.اما حیف که محیط سراسر فقر فرهنگی دانشگاه ما به کمتر کسی اجازه ی فرار از بی بند و باری ها را میدهد.کم کم مثل خیلی از تازه واردهای دانشگاه بعد از چند ترم تحت تاثیر مد و لباس و تیپ قرار گرفت و خیلی راحت رنگ عوض کرد.


    چند ترم بود فقط حرکاتش را زیر نظر داشتم و چون میدانستم قلب پاکی دارد از رفتارش که همه و همه تحت تاثیر دوستان نامناسب است حرص میخوردم تا اینکه ترم پیش همراه با همان پسری که ترم های اول با همان معصومیت دخترانه دنبالش میکرد وارد سرویس دانشکده شدند و از دور به من سلام کردند.


    حرکات و سکناتشان اصلا در شان و شخصیت یک دختر و پسر دانشجو نبود. کم کم داشتم به خودم اطمینان میدادم که سمیرا آن سمیرای قبل نیست!!!علاوه بر آن بدون ذهنیت قبلی همه ی دانشجوهای داخل سرویس فهمیده بودند روابط آنها در حد معمولی نیست.


    دیروز ورودی دانشگاه  پلیس گشت ارشاد ماشینی را متوقف کرده بود یک دختر و پسر جوان نه به خاطر اینکه کنار هم داخل یک ماشین بودند به خاطر گزارشی که به آنها از حرکات و سکنات داخل ماشین گزارش شده بود!!!!


    پلیس پسر را پیاده کرد چه قدر قیافه اش آشنا بود.وقتی سمیرا را دیدم که گریه میکرد از چشمانش فهمیدم چه اتفاقی ممکن است افتاده باشد.


    یاد اس ام اس چند وقت پیشش افتادم:


    من زنم و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو!


    درد آور است که من آزاد نباشم تا تو به گناه نیوفتی


    قوس های بدنم بیشتر از افکارم به چشمهایت می آیند


    تاسف بار است که باید لباس هایم را به میزان ایمان تو تنظیم کنم


     



  • کلمات ارزشی:

  • نویسنده ی ارزشی:توحیدی::نظرات ارزشی [ ارزشی]




    سایت وزین بولتن نیوز، در مطلبی با تیتر دوم "شکست تحریمها و شکوفایی اقتصاد" به آخرین اخبار مرتبط با شکست تحریمها پرداخته است. اگرچه این مسئله تا حدود زیادی صحیح است، اما سایت ها و خبرگزاری های معتبر، ارزشی و بعضاً حکومتی ما باید دقت کنند که اخبار و تحلیل های شان حتماً از سوی دشمنان مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد و هر گونه اشتباه در تیترزنی یا انتشار مطالب در موضوعات حساس می تواند عواقبی را برای کشور ایجاد کند، به خصوص هم اکنون که لابی های صهیونستی در حال شدیدترین رایزنی ها برای جلوگیری از کاهش تحریمها هستند و در این راستا نیز از استناد به هیچ سند حتی نیم بندی برای اثبات تأثیر گذاری تحریم ها فروگذار نمی کنند، بهتر است قبل از این که انعکاس خبر و تحلیل مورد توجه سایتهای ارزشی و متعهد ما قرار گیرد، مصالح کشور و نظام مد نظر باشد.
    فارغ از صحت این خبر که شکست تحریم ها می تواند بر شکوفایی اقتصادی تأثیر مثبت داشته باشد که حقیر نیز پس از پایان مذاکرات دور اول دراستانبول با عنوان "رویش دربهار تولیدملی باگذر پیروزمندانه اززمستان تحریم‏"به آن پرداختم، ولی شکوفایی اقتصاد یا عدم شکوفایی اقتصاد، اگر در سایتهای معتبر و پربازدید به عنوان پیامد شکست یا عدم شکست تحریم ها بیان شود، قابلیت مورد سوءاستفاده قرار گرفتن را دارا خواهد بود که اصلاح و عدم تکرار موارد اینچنینی از این سایت ها و خبرگزاری ها، توقع نابجایی نیست.





  • کلمات ارزشی:

  • نویسنده ی ارزشی:سیاوش آقاجانی::نظرات ارزشی [ ارزشی]

    این که دولت مبلغی را برای اجرای فاز دوم هدفمندی مشخص کرده و به حساب مردم می ریزد، نشان از این دارد که برنامه ای برای اجرای فاز دوم و محل هزینه و درآمد آن دارد، ولی وقتی نادیده انگاشتن مجلس باعث می شود در این خصوص هیچ توضیجی و هیچ خبری به آنها ندهد و حتی مصاحبه ی رییس جمهور با صداوسیما نیز لغو می شود، برخی از قبیل آقای علی لاریجانی که به شدت برای خودشان حق بزرگتری قائلند نیز به خود حق می دهند تا بدترین تراوشات ذهن بدگمان و شاید فرصت طلب خود را به جامعه منتقل کنند.
    از سویی دولت می خواهد با افزایش مبلغ یارانه کام مردم را شیرین کند و از سویی آقای لاریجانی با خبر بنزین 2000 تومانی می خواهد این شیرین کامی را به تلخ کامی مبدل کند. بحث این نیست که زمان اجرای فاز دوم اکنون مناسب است یا نه چون همانطوری که قبلاً هم نوشته ام تا زمان کاهش تورم و آرام نمودن بازار، باید فاز دوم را به تعویق انداخت، اما این که برای رد کردن فاز دوم هدفمندی کسی بخواهد به دروغ و تخریب متوسل شود نیز اصلاً قابل پذیرش نیست.
    آری! قضیه این است که آقای علی لاریجانی چون نمی داند دولت از کجا قرار است این مبلغ یارانه های فاز دوم را تأمین کند (و یا می داند و خودش را به ندانستن زده است) و چون دولت نیز صحبتی در این خصوص نکرده است و بی خبری را همچنان بهترین و کاملترین راهم می داند، آب گل آلود را فرصتی مناسب می بیند تا از عدم اطلاع رسانی دولت و شرایط گرانی موجود، ماهی تخریب را با تور تحریف صید کند.



  • کلمات ارزشی:

  • نویسنده ی ارزشی:سیاوش آقاجانی::نظرات ارزشی [ ارزشی]
    خواننده گرامی جهت برقراری ارتباط با مدیر وبگاه فقط در نوشته های مدیر نظر قرار دهید